کانال آپارات چشم اندازinstagram | linkedin | twitter |  | facebook  | google plus

نقد و بررسی فیلم خداحافظی طولانی

خداحافظی طولانی                                                   ۱۶ ژوئیه ۲۰۱۵---درام---۹۰ دقیقه

 

media/kunena/attachments/5976/khodahafezy-1Copy.jpg

کارگردان : فرزاد موتمن

بازیگران : سعید آقاخانیساره بیاتنادر فلاح

خلاصه داستان : خداحافظی طولانی عاشقانه‌ای در فضای کارگری و صنعتی‌‌ است، وماجرای مردی‌ را روایت می‌کند که از اتهام یک قتل جنجالی تبرئه شده، ولی جامعه و اطرافیانش هنوز به عنوان مجرم نگاهش می‌کنند. مرد که درگیر یک رابطه عاطفیست، برای تداوم عشق و زندگی باید بر این بحران غلبه کند.

 

 

 

منتقد: روزبه جعفری

 

media/kunena/attachments/5976/khodahafezy-2Copy.jpgخداحافظی طولانی فیلمی است عاشقانه در بستر روایتی که میان رئالیسم و خیال پردازی حرکت کرده، و مدام می خواهد علارغم ظاهر آرامش، بازیگوشی کند. فیلمی است که در دل رئال ترین لحظات، می خواهد خیال را چاشنی زندگی کاراکترش کند و با او نوستالژی گذشته را بخورد. به همین دلیل هم است که دنیایش را آشکارا تهی از زمان و مکان می کند. شروع فیلم با ورود کاراکتر اصلی به کارگاه ریسندگی آغاز می شود. ورودی که از همان ابتدا دارای یک تهدید است. و تضادی که میان او و جامعه اطرافش وجود دارد را به رخ می کشد . شخصیت آقاخانی در فیلم متهم به قتل همسرش است. پس ما با کاراکتری رو به رو هستیم که از دو جهت دچار چالش است. از یک طرف با جامعه خود بر سر تهمت قتل همسر درگیر است، و از طرفی دیگر دچار نوعی درگیری درونی است که در قالب تجسم همسر نمود پیدا کرده است. فیلم آشکارا بر روی این دو چالش، خود را استوار می کند، و بدون گفتن داستان، صرفا این دو چالش را به شکلی عرضی امتداد می دهد. و از حرکت طولی در راستای درام پرهیز کرده و ابهامی هم که در مورد نحوه مردن زن وجود دارد را به یک سوم پایانی منتقل می کند تا اولا حس مرموز بودن به روایتش ببخشد. و دوما خلا قصه نگفتن خود را با نگه داشتن کنجکاوی تماشاگر تا پایان جبران کند. چنین روایتی به شدت مبتنی است بر شخصیت پردازی، و جزئیاتی که باید روابط را ساخته، و رفته رفته بر عمق آن ها بپردازند. اما فیلم درست از همین نواحی ضربه می خورد. کاراکتر سعید آقاخانی شخصیتی است مرموز. اما مرموز بودن فرق دارد با اظلاعات ندادن و فقر اطلاعاتی تماشاگر. در مواجهه او با چالش اولش-تضاد با جامعه- ما صرفا در چندین نوبت کتک خوردن های متوالی میان او و افراد مختلف را می بینیم.در ابتدا گویا با مردی مواجهه هستیم که همسو با قاب های کلاسیک فیلمساز، در شمایلی وسترن وار به دنبال احقاق حقوق خود است. و می خواهد خود را در درجه اول به خود، و در درجه دوم به اجتماع به اثبات برساند. اما ما در نهایت کاراکتری را می بینیم که مدام کتک میخورد و واکنش او در برابر این کتک خوردن ها صرفا انفعال است ، نه دفاع از خود و شرافتش. او از خود دفاعی نمی کند زیرا فیلمساز نسبت به او مطمئن نیست. و شاید در ته دلش و در میزانسن های ضعیفی که برای دعواها می بندد، از کتک خوردن او راضی است! اما این امر در تضاد با مشی کلی فیلم است. عدم دادن اظلاعات درست، و جزئیات غیرمرتبطی که ضرفا موجب کند شدن ریتم فیلم شده اند، تا کمک به شخصیت پردازی، سبب می شود که مخاطب میان خود و دنیای این کاراکتر یک دیواری را بکشد. و به راحتی با او همذات پنداری نکرده و او را در قامت یک قهرمان خسته باور نکند. باید بدانیم که تماشاگر در طول تماشای فیلم، صرفا به دنبال بهانه ای است تا از این دنیا دل بکند. و متاسفانه فیلم جدید موتمن، از همان ابتدا بهانه های زیادی را به دست تماشاگرش می دهد.

بخش نقد فیلم | مجله اینترنتی چشم انداز


منبع:سایت نقد فارسی

مطالب مرتبط : 

telegram1